ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

154

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

باب در كيفيت اثبات سيادت سيّد اوّل و سند اصل و او خاتم رسل و مادّهء كل مىباشد بدان‌كه سيادت طبقهء اصليه ، و آن في الأصالة و الحقيقه من حيث البداية و المادّه ، سيادت خاتم الأنبياء و سيّد الأواخر و الأوائل مىباشد ، و در اين حاصل و ثابت شده ، چه آن حضرت ادّعا به سيادت خود كرده ، و بر آن كافى خبر مستفيض كه به حسب المعنى متواتر مىباشد ، و آن : « أنا سيّد ولد آدم ، و سيّد الناس ، و سيّد الخلق ، و سيّد الأوّلين و الآخرين » « 1 » مىباشد . و أمّا ثبوت اين دعوا به چند دليل است : اوّل : آن حضرت عاقل كامل متديّن ثقه به اتّفاق جمهور ملل و اهل نحل است ، پس دعواى هر ثقهء كامل معتمد مسموع ، پس ادّعاى آن حضرت صحيح مىباشد . ثانى : مع دعواى آن حضرت به آن لوازم و خواص ، سيادت از آن حضرت از ابتداى ولادت تا نهايت او ثابت و هويدا به غير نكير و منافى مىباشد ، پس به ثبوت لازم ملزوم نيز ثابت شد . ثالث : آن حضرت دعواى از اين اعظم كرد ، و آن نبوّت مىباشد ، و دعواى نبوّت او بعد صيانت و ديانت او به اظهار مصدّق و شاهد خارق عادت قرين به دعواى او ثابت شد ، و نبوّت كسى كه ثابت قطعى باشد ، پس هر دعوائى كه آن شخص معصوم و مطهّر مقرون اعجاز خارق به نمايد ثبوت آن از علم اليقين به عين اليقين ، بل به حقّ اليقين مىرسد ، چنان‌چه اقارير و دعاوى انبياء سلف به

--> ( 1 ) كنز العمّال 11 : 434 - 435 .